افتخارات و دستاوردها
- برگزیده ی نخبه ی برتر در بنیاد نخبگان1395
- کسب رتبه ی اول و دانشجوی برگزیده ی استعداد درخشان در مقطع کارشناسی1392
- کسب رتبه ی اول و دانشجوی برگزیده ی استعداد درخشان در مقطع کارشناسی ارشد1395
- کسب رتبه ی برتر و دانشجوی استعداد درخشان در مقطع دکتری1398
- کسب رتبه ی اول در آزمون جامع دکتری (برد تخصصی)1396
- برنده ی جایزه ی تحصیلی بنیاد نخبگان1396
- برگزیده ی دانشجوی برتر المپیاد دانشجویی1394
- انتخاب به عنوان استاد برتر در تجلیل از ده استاد برتر_ دانشگاه آزاد اسلامی_ واحد شهرکرد1396
- کسب رتبه ی عالی پژوهشی- علوم پزشکی1399
- فوق دکتری روان شناسی با رویکرد پژوهشی طب روان تنی 1401
- ۱۰ سال سابقه ی تدریس دانشگاهی از سال ۱۳۹۳
- 10 سال سابقه ی رواندرمانی و مشاوره از سال ۱۳۹۳
روان درمانگر تحلیلی(روان کاو) - برگزاری دوره های متعدد آموزشی و کارگاهی
اطلاعات رزرو نوبت:
جهت دریافت نوبت و کسب اطلاعات لازمه با شماره: 09390871001
رزرو نوبت
در این زمینه ها میتوانم به شما کمک کنم:
روان درمانی تحلیلی
گاهی به فضای درمان که مینگرم، به چگونگی خلق فضایی میاندیشم که ماهیت درمانی داشته باشد. چگونه بشنوم، چگونه بنشینم، چگونه باشم و نوع بودن چگونه باشد که به درمان برسد و چقدر دشوار است، ایجاد فضایی که رشد را مجدد به کار اندازد.
خلق فضای درمان آن هم در فضای روانکاوی و تحلیل بسیار ظریف و قابل تامل است. در گام اول طبق آنچه دونالد وینیکات holding مینامد، باید فضایی پذیرا و امن همچون آغوشی مادرانه شکل گیرد. احساس پذیرش، امنیت و دربرگرفته شدن.
شاید بارها به این اندیشیدهام که چقدر بشر به این فضای مادرانه اولیه نیازمند است و گویا در پس تمام نیازهایمان این نیاز به رابطه ی مادرانه ی اولیه حضور دارد.
تصور کنیم در ابتدا در فضایی امن هستیم و مانند نوزادی که در امنیت مادرانه به شکل تدریجی لب به سخن میگشاید، میل به صحبت و شنیده شدن شکل میگیرد. سپس میخواهی بیان کنی و بیان کنی…
دردها را مرور کرده و احساس دوتایی بودن و فهمیده شدن را دریافت کنی. بیان کنی و شنیده شوی، بیان کنی و احساس شوی، بیان کنی و دربرگرفته شوی. یاد سخن کوهات افتادم، “من دیده میشوم پس هستم” چقدر برخلاف آنچه دکارت بیان میکند، “میاندیشم پس هستم” گویا از منظر کوهات بودن از مسیر دیده شدن عبور می کند. از هیجان، از دل و در اندیشه دکارت از عقل و تعقل.
انسانها با دل خود سخن میگویند پس با دلمان باید آنها را شنید.
سپس مرحلهای میرسد که باید درمانگر ظرف شود. همان بیان ویلفرد بیون تحت عنوان containing یعنی بتوانی احساسات و آشفتگی درونی مراجع را همچون ظرف یا معده روانی درون خود نگه داشته و پردازش کنی. بعد از پردازش گویا غذا نرم میشود و میتوان آن را در دهان بیمار گذاشت. به نظر میرسد، درمانگر رنج را دربر می گیرد و به رنجی قابل تحمل تبدیل میشود. درمانگر همچون تریاق عمل میکند. زهر زدایی می کند و آن را به بیمار برمیگرداند تا وی بداند چها بر او گذشته است. تا خود و دنیا را بفهمد، همانند مادری که رنج نوزاد را در خود نگه میدارد، نیازهایش را ترجمه می کند تا نوزاد دنیا رو کشف و فهم نماید.
اینجاست که میگویند درمانگری از جمله سختترین و ظریفترین کارهای دنیاست…
شاید به این دلیل به نظریه دونالد وینیکات علاقمندم که فعل درمانگر را فعلی کاملاً مادرانه میبیند و عملکرد مادرانه یعنی ایجاد فضا و بستری برای فهم، شناخت و کشف دنیا. شناختی که از دلِ “دل” عبور میکند.
آیا سختتر از مادرانگی در دنیا فانکشن و نقشی وجود دارد؟
و
آیا زیباتر از مادرانگی در دنیا فانکشن و نقشی وجود دارد؟
روان شناسی رابطه زوج درمانی
“جدایی در رابطه ی عاطفی قابل پیش بینی است”. جان گاتمن.
گاتمن باور دارد که “جدایی یک روند است تا رویداد”. این باور وقتی مورد بررسی و تبیین قرار می گیرد، به این معناست که پایان ناگهانی رابطه نداریم. رابطه ی در حال اتمام، سال هاست که روند تمام شدن را آغاز نموده است. پس اگر جدایی یک روند است، ورود بهنگام در مسائل زوجی می تواند مانعی برای جدایی باشد.
مسائلی همچون اختلاف نظر، تعارض، بحث و دعوا، جزئی از یک زندگی مشترک است و شاید بارها شنیده باشید که رابطه ی بدون بحث و تعارض رابطه ای مُرده است. این جمله مرا به یاد تطبیق می اندازد، گویا یکی از زوجین در تطبیقی شدید با دیگری رفته و سکوت را به رابطه آورده است، اما این سکوت، سازشی سازنده نیست، بلکه تحملی تحمیلی است که مرزهای روانی ما را در هم نوردیده و کار را به فروپاشی می کشاند.
بلی رابطه ای که بحث و تعارض دارد، رابطه ای زنده و در حال جریان است. اما به یاد داشته باشیم، نحوه ی مدیریت و پیشبرد مسائل از خود مسائل مهم تر است. به عبارتی “فرآیند تعارض مهم تر از محتوای تعارض است” (گاتمن). بدین معنا که محتوای تعارض به اندازه ی نحوه ی مدیریت و پیشبرد آن اهمیت ندارد. چه بسا مسائلی ساده که به دلیل عدم پرداخت صحیح به مسائل جدی رسیده و تبدیل به شکاف های غیرقابل جبران گردیده است و از سویی دیگر چه بسا مسائلی عمیق و پیچیده که با پرداخت صحیح به سمت حل مسأله سوق یافته است.
اما برای رسیدن به چنین شرایطی، شناخت عمیق تجارب اولیه ی ارتباطی، فانتزی های ناهوشیار، دلبستگی و نیازها، شناخت الگوهای تکرار شونده، ایجاد معنای مشترک، ایجاد دوستی بر پایه ی احترام متقابل، حل تعارض سازنده، بیان اعتراض و تفاوت با انتقاد، پذیرش مسئولیت، ابراز محبت و قدردانی، توجه به جزئیات درونی و بیرونی و… از ملزومات یک رابطه ی زوجی می باشد.
در فرآیند زوج درمانی تلاش بر آن است که بر این مهم دست یافت. شاید آن گاه دیگر از خاموشی عشق و اشتیاق یا دگردیسی آن به خشم و نفرت سخن نگوییم.
شاید آن گاه می توان گفت در لحظات بسیار عادی زندگیِ روزمره شاهد عشق و صمیمیت افزایی هستیم.
دکتر اسرا باقرزاده.
روان درمانگر تحلیلی (روانکاو)
مشاوره ی پیش از ازدواج
عشق چیست؟ سوال پرتکرار بشری…
عشق از ریشه ی کلمه ی اوستای “ایشکا” به معنای دلدادگی حسی و گراییدن است. عشق برگرفته از “عشقه” به معنای گیاهی بی ریشه است که چون بر درختی پیچد، بخشکاند.
در نگاهی عشق ویرانگر است و بی رحم زیرا خویشتن را از خویش تهی می سازد. اما از نگاهی دیگر عشق زندگی ساز است و زاینده. عشق اگر بجا باشد و از مسیر پاتولوژی رهایی یابد، می شود گوش دادن به ندای دل. این جاست که مولانا می فرمایید ” عشق مادر ماست، ما از عشق متولد شده ایم”. بلی، برای بودن باید از دوست داشتن دیگری عبور کرد. رخدادی که در کودکی رخ داد و ما را به بودن رسانید. گویا در بزرگسالی هم در پی چنین تجربه ایی هستیم. در پی دوتایی منحصر به فرد و یافتن بودگی خویش.
از منظر فروید عشق نیرویی حیاتی و پیچیده است که می تواند محرک رشد باشد یا منبعی برای درگیری و تهی شدگی. انسان هیچ گاه به آسیب پذیری زمانی که عاشق می شود، نبوده و در صورت از دست دادن معشوق بی دفاع نمی گردد. در رویکرد ایشان باید “عاشق شویم تا بیمار نشویم” به معنای کاهش تمرکز لیبیدو از روی خودمان و تمرکز آن بر دیگری. رسیدن از عشق به عشق ورزی یک ظرفیت رشدی است. توان عشق ورزی مطالبات مختلفی دارد، مطالباتی همچون توان عبور از خویشتن و پرداختن به دیگری و به رسمیت شناختن دیگری به معنای دیدن نیازها، درونیات، آسیب پذیری ها و عواطف وی.
در شناخت دقیق عشق و رسیدن به عشق ورزی می توان گام هایی برداشت. در قالب جلسات شناخت روابط و مشاوره ی پیش از ازدواج در صدد بررسی ساختارهای شخصیتی و داینامیک آن ها، ظرفیت های رشدی و توان به رسمیت شناختن دیگری و… هستیم.
امید داریم، در جلسات مشاوره ی پیش از ازدواج و مدیریت روابط با سنجش تمامی مواردی که در پیدایش عشق ورزی و پیشبرد بهینه ی رابطه موثر است و با آگاهی و مهارت افزایی در پیدایش عشقی سازنده و حیات بخش گام برداریم.
دکتر اسرا باقرزاده.
روان درمانگر تحلیلی(روانکاو)
روج درمانگر تحلیلی.


